دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته
روضه‌خوان ارباب

با نالۀ یا حسین بی‌تاب شدی

از داغ لب تشنۀ او آب شدی

 

با زمزمه‌های «أو سمعتم بغریب»

یک عمر تو روضه‌خوان ارباب شدی

 

کوثر بی‌قرینه

ای کوثر بی‌قرینۀ ثارالله

آرام و قرار سینۀ ثارالله

 

در صبر و شکوه و استقامت، یکتا

آیینۀ حق! سکینۀ ثارالله

 

فاطمه‌مذهب

 

در جمع ملائک مقرب هستی

از روز ازل فاطمه‌مذهب هستی

 

شد محو جمال کبریایی جانت

محبوب دل حسین و زینب هستی

در فاطمیه هم به محرم ادامه داد

پیراهن سیاه بر این غم ادامه داد در ختم فاطمیه به ماتم ادامه داد

 

پیراهن سیاه، سیاهِ سکینه شد در فاطمیه هم به محرم ادامه داد

اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ الْحُسَیْنِ الشَّهیدِ

راوی کرب و بلا دارد روایت می‌کند از جدایی سر و تن‌ها حکایت می‌کند

 

شد سکینه، معنی‌اش آرامش قلب حسین بشنو از دریا زمانی که شکایت می‌کند

سکینه بنت الحسین

مپرس حال دل داغدار و چشم ترم را  

شکسته صاعقۀ تازیانه، بال و پرم را

اگر فرات به دجله بریزد و بخروشد  

نمی‌نشاند، یک ذره آتش جگرم را

 

آرامش و سکینه

چنان خون می‌چکد از رنگ و روی دامنت، بانو  

که گل شرمش می‌آید از گل پیراهنت، بانو

بگو بر چهره‌ات خون کدامین لاله پاشیده  

چه پاییزی گذر کرده ز باغ دامنت، بانو؟

 

شعلۀ خاطره

 

از اسب فرود ‌آی و ببین، دختر خود را  

بنشان روی دامن، گل نیلوفر خود را

تنها مرو‌ ای هم سفر از خیمه به صحرا  

همراه ببر باغ گل پرپر خود را

 

بوسۀ تازیانه

 

بی‌گل رویت، پدر! از زندگی دل برگرفتم

دست شستم از دو عالم، چون تو را دلبر گرفتم

 

یاد داری قتلگه، نشناختم جسم شریفت؟

خم شدم، بابا! نشانت را ز انگشتر گرفتم

پیکر‌ لعل‌فام

وضو نداشت هر آن‌ کس که بُرد نام تو را

قسم به جان تو! نشناخت احترام تو را

 

مقام قدر تو از فکرت بشر اولاست

عقول ناقصه کی پی بَرد مقام تو را؟

 

 

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×
ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×