دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته
نقش نگین: انّ الله بالِغ امره

نقش انگشتر حسین آن کس

که ز نامش قرار می‌آید

 

این حقیقت بُوَد که عالم را

«امر پروردگار می‌آید»

 

 

لفظ و معنا

 

یا حسین! ای جوهر پایندگی!

مرگ سرخت، رمز آب زندگی!

 

ای حیات محض! ای خون خدا!

وی چو ایزد، رحمتت بی‌منتها!

قصیده ولادت، مدح و منقبتِ امام حسین (ع)

دل، بسوز از آتش و از دیده بر رخ، ریز آب

تا بجوشد آبت از آتش، ز گل گیری، گلاب

 

دل تو را کم‌تر چرا باشد ز کانون عجوز؟

کآن به خاک، آتش نهان دارد، چو گنج اندر خراب

 

تا تنور سینه نفْروزد، خمیرت هست خام

مرد چون شد خام، از خامی بیفتد در عذاب

مدح خامس آل عبا، حضرت سیّد‌الشّهدا (ع)

مایه‌ی عالم ایجاد، حسین بن علی

آن‌که بی ‌اذنش، یک برگ نروید ز شجر

 

آن‌که موران سرایش، بتوان باز کشند

نطفه را از رحم مادر، در پشت پدر

 

رایت حق

از کف ما علم نمی‌افتد

تا نگردد قلم نمی‌افتد

 

گر علم‌دار را بیفتد دست

باز هم این علم نمی‌افتد

 

عرض حال

چند پرسی کیستم یا چیستم؟

هر چه‌ام ناخوانده مهمان نیستم

 

ای حریمت مأمن و ملجا مرا!

رحمتت آورده در این جا مرا

 

مدیحۀ حضرت امام حسین (ع)

سیّد کونین، سبط مصطفی

بهترین فرزند خیرالاولیا

 

پروریده حق در آغوش بتول

زیب دامان، زینت دوش رسول

 

نوکر

من نوکرم به خدمت ارباب دلخوشم

نوکر نبوده‌ای که بدانی چه می‌کشم[1]

 

هر کس به عشق هیئت تو کرده خدمتی

من کفش جفت می‌کنم و مست و سرخوشم

آبرو

 

دارم چه اگر گناه صحرا صحرا

 وز شرم شدم به جمع تنها، تنها

 

من آبرویم ز آبروى توست، حسین!

 شد قطره ز پیوستن دریا، دریا

عجب است

آن دل که ورا غم نپذیرد، عجب است

 عاشق که از او جدا بمیرد، عجب است

 

ما عبد حسینیم و چنین آقایى

 گر دست غلام خود نگیرد، عجب است

 

 

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×
ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×