دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته
خشک و تر

اگرچه فصل بهار است و شاخه بر داده است

زمانه دست نگهبان گل تبر داده است

 

کسی میان دو انگشت، دیشب از فردوس

به دوستان و جگرگوشه­‌گان خبر داده است

بر مشامم می‌رسد

در میان آید به هر جا گفت‌وگوی کربلا

می‌زند پر، طایر روحم به سوی کربلا

 

نیستم در هیچ جا با کس، سرِ گفت و شنید

جز در آن محفل که باشد، گفت‌وگوی کربلا

 

 

امضای نامه

 

خطوط کهنۀ این نامه‌ای که پهلوم است

دوباره روبه‌روی چشم‌های من، زوم است

 

اگرچه اوّل این نامه را نمی‌فهمم

ولی اواخر آن، خوب خوب، مفهوم است

قصیدۀ مدح و مرثیه حضرت امام حسین (ع)

 

زهی! روی تو مرآت جمال ایزد منّان

بهشت عدن بی رویت بُوَد بر عاشقان، زندان

 

منوّر گشته  از نور جمالت، عرش سبحانی

هویدا گشته از فیض وجودت، عالم امکان

مصیبت اربعین (۱)

      

کاروانی است کز او سوز درا می‏‌آید

این درا بین که چه با شور و نوا می‌‏آید

 

کربلا بار دگر کرببلای دگر است

زینب غم‌زده از شام بلا می‌‏آید

گنج معرفت

       

به گلزار ولایت، یاس دارم

به گنج معرفت، الماس دارم

برای یاری فرزند زهرا

خدا را شاکرم، «عبّاس» دارم

تو لطف کردی و گفتی که ذاکرت باشم

           

تمام عشق من این است شاعرت باشم

وَ با دو پای پیاده مسافرت باشم

چه می­‌شود که شب اربعین حرم آیم؟ کبوترت بشوم، آه! زائرت باشم

وفای خالص

 

بانو! ای احیاگر نام حسین

                        نینوایی‌نایِ پیغام حسین

 

ثبت، نامِ لاله‌ها در باغ توست

                        سینۀ آلاله‌ها پُر‌داغ توست

آیۀ نور

 

چون ز پا افتاد شه در راه عشق

پس به سر پیمود ره، آن شاه عشق

 

خولی آن سر را که پُر ز اسرار بود

با  سر اندر جست‌وجوی یار بود،

 

ماه در تنور

 

روز عاشورا گذشت و شب رسید

                        مهر و مه را جان ز تب بر لب رسید

 

ماه را دادند آن بداختران

                        گردش وارونه در چرخ سنان

 

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×
ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×