دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته
آشیانم رفته بر باد

خدایا خانمانم رفته بر باد

که تنها آشیانم رفته بر باد

 

مرا موی سپید زینبم گفت

تمام دودمانم رفته به باد

شهیدپرور

تا مهر فلک صدرنشین خواهد بود

تا ماه و ستاره و زمین خواهد بود

 

در جمع شهیدپروران اوج سخن

از فاطمۀ ام بنین خواهد بود

ناب‌ترین توشه

ای خرمن احساس پر از خوشۀ تو

ای صبر و وفا ناب‌ترین توشۀ تو

 

گفتی که مخوانید مرا ام بنین

قربان غم چار جگرگوشۀ تو

دل سنگ آب شد

کردند غروب چار قرص ماهت

از دیده ستاره می‌چکد در راهت

 

اول به مدینه ناله‌ات آتش زد

آخر دل سنگ آب شد ز آهت

چهار باغ

در حیرتم از چهار باغی که توراست

از پرتو چار چلچراغی که توراست

 

ای مادر نور، لاله‌ای غیر از تو

بر سینه نداشت چار داغی که توراست

روح بهار

تو فاطمه‌ای، فاطمه‌واری به خدا

تو عاطفه‌ای، آینه‌داری به خدا

 

با آنکه چهار فصل تو پاییزی است

سر سبزتر از روح بهاری به خدا

کعبۀ عشق

با امّ بنین آینۀ جان گل کرد

باغ ادب و بهار عرفان گل کرد

 

او کعبۀ عشق بود و در دامانش

یک باره چهار رکنِ ایمان گل کرد

باب‌المراد

آن دامنی که دم به دمش فیض رایج است

دامان مادر است که مهد نتایج است

 

ای دل بگیر دامن امّ‌البنین که او

باب‌المراد و مادر باب‌الحوائج است

یار زینبین

آن بانویی که همسر لایق به مرتضاست

چون فاطمه، نه کمتر از او، یار باوفاست

 

غمخوارۀ حسین و حسن، یار زینبین

امّ‌البنین و مادر سردار کربلاست

لیاقت

امروز اگر بوی تو احساس شود

آمیخته با عطر خوش یاس شود

 

جز تو چه کسی لیاقت این را داشت

در جمع زنان مادر عباس شود؟

اعتبار

نام تو در آسمان درخشنده‌تر است

تاریخ جهان به عشق تو معتبر است

 

این فخر تو را بس که غزلنامۀ تو

با نام ابوالفضل و علی مفتخر است

آقای همه

در کرببلا دور و بر زینب باش

یعنی همه جا پشت سر زینب باش

 

خواهی که کنم حلال تو شیرم را

آقای همه! تو نوکر زینب باش

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×
ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×