دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته
پیش نگاه زینب گریان به خون نشست

ماه جمال قبلۀ ایمان به خون نشست

شمس رخ حقیقت عرفان به خون نشست

 

دیو تباهی آمد و یک سجده را شکست

آیینۀ کرامت انسان به خون نشست

 

بر سینۀ نمازگذاران نشسته داغ

روح نماز و کعبۀ ایمان به خون نشست

به مناسبت ضربت خوردن امام علی (ع)
وای از دمی که بنت علی رو به شام کرد

با کوله بار نان، شبِ آخر قیام کرد

مردی که هرچه داشت به کف، وقف عام کرد

 

یک در میان جواب سلامش نمی‌رسید

آن که خدا به هر قدم او سلام کرد

زبان حال امام علی (ع) در بستر شهادت
گفتم حسین بر کفنم جوشنی نوشت

این روزها تمام تنم درد می‌کند

مانند فاطمه بدنم درد می‌کند

 

گفتم حسین بر کفنم جوشنی نوشت

در دست بی کفن، کفنم درد می‌کند

شعر سید حمیدرضا برقعی دربارۀ شب قدر
کعبه شش گوشه شد، آنگاه دلم محرم شد

در شب قدر دلم با غزلی هم دم شد

بین ما فاصله‌ها واژه به واژه کم شد

 

بیت‌هایم همه قرآن روی سر آوردند

چارده مرتبه، آنگاه دلم محرم شد

 

ابتدا حرف دلم را به نگاهم دادم

بوسه می‌خواست لبم، گنبد خضرا خم شد

به مناسبت شهادت امام علی (ع)
شب قتل علی عباس بوسد دست بابا را

به خون شستند بیت ذات پاک حق تعالی را

الا ای اهل عالم عاقبت کشتند مولا را

 

چه دیدید از علی جز مهربانی مردم دنیا

چرا کشتید آن تنهاترین تنهای دنیا را

به مناسبت شهادت امام علی (ع)
حسنش شال عزا کرد به گردن چو حسین

نه همین خون علی دامن محراب گرفت

از دل زینب بی مادر خود تاب گرفت

 

او نشد کشته که عدل و شرف و تقوی مرد

مرگش از دیدۀ صاحب نظران خواب گرفت

به مناسبت شهادت امام علی (ع)
که دیده دست حسینی مدد کند حسنی را

 

که دیده بی کفنی را کفن کند بدنی را

که دیده دست حسینی مدد کند حسنی را

 

حسین آب بریزد، حسن به اشک بشوید

که دیده غسل نهانی به جسم بت شکنی را

به مناسبت ضربت خوردن امام علی (ع)
دیشب حسینش همچو باران اشک می‎‌ریخت

دیشب سحر را باب محنت باز گردید

سوز و گداز مرغ شب آغاز گردید

 

دیشب درون سفرۀ شب زنده داران

غم بود و ماتم بود و رنج و درد و حرمان

مدح امام حسن (ع)
ز من بپرس که سلطان کربلا حسن است!

دعای زنده دلان صبح و شام یا حسن است

که موی تیره و روی سپید با حسن است

 

مبین ز نسل حسن هیچکس امام نشد

به حُسن بینی اگر هر امام را، حسن است

هرشب کنار سفره در فکـر حسینـم

 

امشب دوباره قصد استغفـار کـردم

یعنی  به کوچک بودنم اقـرار کردم

 

می‌خواهم از حالا فقط مـال تـو باشم

شرمنده‌ام آقا که بـد رفتـار کردم

 

می‌دیدم اینکه خار چشمت هستم اما

بیهوده بر این کـارها اصـرار کردم

به مناسبت ولادت امام حسن (ع)
تو حسین یا که محمّدی

رمضان بهشت خدا شده ز گل جمال تو یا حسن

مه نیمه اختر کوچک و مه نو هلال تو یا حسن

 

یم علم و حکمت و معرفت نمی از کمال تو یا حسن

دل دشمنان تو را برد نبوی خصال تو یا حسن

 

صفحات و متن کتاب حق رخ و خطّ و خال تو یا حسن

به خدا رسیده ز بندگی طیران بال تو یا حسن

آغاز حسین است گل صلح سپیدت

جان می‌­تپد از خوبی یاری که گرفتیم آقای کریم است نگاری که گرفتیم

پاکیزه شد آیینۀ محراب سحرها رفته غم آن گرد و غباری که گرفتیم

از ثانیه تا ثانیه‌اش عطر بهشت است با این همه احساس بهاری که گرفتیم

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×
ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×