دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته
منّت پیمانه

آن ساعتی خوش است که مستانه بگذرد

یعنی به زیر منّت پیمانه بگذرد

 

روزی ما به دست کریمان آشناست

کفر است پای سفرۀ بیگانه بگذرد

مرحمت‌ زهرا

بی‌ تو یک‌ لحظه‌ نخواهم‌ همۀ‌ دنیا را

با تو آسوده‌ کنم‌ طی‌، سفر عقبی‌ را

 

لحظاتی‌ که‌ به‌ زیر علمت‌ سینه‌ زدم‌

حس‌ نمودم‌ به‌ خدا مرحمت‌ زهرا را

 

دادگاه روضه

بی وقفه، بی مقدمه هیئت گرفتنی ست

هیئت گرفتنی ست، سعادت گرفتنی ست

 

از موقع ورودیه تا آخر دعا

هر حاجتی در این دو سه ساعت گرفتنی ست

 

شیرین‌ترین کلام

ملک دلم همین که به نام حسین شد

عبدی گناهکار غلام حسین شد

 

آرامشی نداشت وجودم به هیچ وجه

تا که به اذن فاطمه رام حسین شد

 

عالم به گریه افتاد

با یا علی، خدا را با اشک چشم خواندم

با فاطمه دعا را با اشک چشم خواندم

 

وقت اذان مغرب، چشمم به سفره تا خورد

آیات هل اتی را با اشک چشم خواندم

 

بیم گرداب

به تپش آمده با یاد تو از نو کلماتم

باز نام تو شده باعث تجدید حیاتم

 

بیم گرداب به دل داشتم، اما تو رسیدی

که شدی «ساحل امن من و کشتی نجاتم»

 

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×
ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×