دسترسی سریع به موضوعات اشعار
جستجوی پيشرفته
زیارت اربعین

من باغبان باغ به آتش کشیده‌ام

 کاینک به باغ سوخته خود رسیده‌ام

 

تفسیر آیه‌هاى کبیر شهادتم

 تصویر لاله‌هاى به خون در تپیده‌ام

 

زیارت سر و تن

 

ز نینواى تو رفتم، چو نی نوا کردم

 چنان که بادیه‌ها را چو نینوا کردم

 

به هر کجا که نشستم، گریستم ز غمت

 به هر طرف که دویدم، تو را صدا کردم

اربعین

بنازم! آن که دائم گفت ‏وگوى کربلا دارد

دلى چون جابر اندر جست‏ وجوى کربلا دارد

 

دلش چون کربلا، کوى حسین است و نمى‏‌داند

که هم‌چون دوردستان، آرزوى کربلا دارد

 

 

کنار ماه رخت سوخت، سوخت چون خورشید

          

عزیز فاطمه! برخیز بهر استقبال

که زینب آمده با یک جهان شکوه و جلال

 

اگر چه سرو قدش را شکسته کوه غمت

به بام چرخ نهاده لوای استقلال

از کربلا تا شام

 

بیش از چهل منزل به دنبال سر ِ تو

از کربلا تا شام آمد خواهر ِتو

 

هم هِجر ِ تو هرگز نمی‌شد باور ِ من

هم هِجر ِ من هرگز نمی‌شد باور ِ تو

 

       

آخرین ستاره

تا آخرین ستاره شب را شمرده است

اما سه شب گذشته و خوابش نبرده است

 

دست پدر نبود اگر بالشی نداشت

سر را به سنگ‌های خرابه سپرده است

فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×
ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×