مشخصات شعر

نماز نافله

شبی که عشق به دستش، عنان راحله داشت

ز راه دور، یتیمی، نظر به قافله داشت

 

دلش به همره آن کاروان، سفر می‌کرد

ز کاروان اسیران اگر چه فاصله داشت

 

ز رنج و درد و غم او همین‌ قَدَر گویم

به پای کوچک و مجروح خویش، آبله داشت

 

به جُرم عشق، چو مادر ز خصم، سیلی خورد

وگرنه کار، کجا او به جنگ و غائله داشت؟

 

چو دید فاطمه را سر نهاد بر پایش

ز دست دشمن ظالم به مادرش، گِله داشت

 

شبانه زینب مظلومه بهر گم‌شده‌اش

دعا به درگه‌ حق، در نماز نافله داشت

 

زیارت حرمش را ز حق طلب می‌کرد

که از رقیّه «وفایی»، امید این صله داشت

 

نماز نافله

شبی که عشق به دستش، عنان راحله داشت

ز راه دور، یتیمی، نظر به قافله داشت

 

دلش به همره آن کاروان، سفر می‌کرد

ز کاروان اسیران اگر چه فاصله داشت

 

ز رنج و درد و غم او همین‌ قَدَر گویم

به پای کوچک و مجروح خویش، آبله داشت

 

به جُرم عشق، چو مادر ز خصم، سیلی خورد

وگرنه کار، کجا او به جنگ و غائله داشت؟

 

چو دید فاطمه را سر نهاد بر پایش

ز دست دشمن ظالم به مادرش، گِله داشت

 

شبانه زینب مظلومه بهر گم‌شده‌اش

دعا به درگه‌ حق، در نماز نافله داشت

 

زیارت حرمش را ز حق طلب می‌کرد

که از رقیّه «وفایی»، امید این صله داشت

 

اولین نظر را ارسال کنید
 
فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×
ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×