مشخصات شعر

یا ایّها العزیز!

اندر جهان، عیان شده غوغای رستخیز

ای قامت تو، شور قیامت! به پای خیز

 

زینب بَرَت بضاعت مزجات، جان به کف

آورده با ترانه‌ی «یا ایُّها العزیز!»

 

هرکس به مقصدی، ره صحرا گرفته پیش

من روی در تو و دگران روی در حجیز

 

بگْشا ز خواب دیده و بنْگر که از عراق

چونم به شام می‌بَرَد این قومِ بی‌تمیز؟

 

محمل، شکسته؛ ناله، حُدی؛ ساربان، سنان

ره بی‌کران و بند گران، ناقه بی‌جهیز

 

خرگاه، دودِ آه و نقابم، غبار راه

چتر آستین و معجرِ سر، دستِ خاک بیز

 

یک کارزار دشمن و من یک تنِ غریب

تو خفته خوش به بستر و این دشت، فتنه‌خیز

 

گفتم دو صد حدیث و ندادی مرا جواب

معذوری، ای ز تیر جفا خسته! خوش بخواب!

 

یا ایّها العزیز!

اندر جهان، عیان شده غوغای رستخیز

ای قامت تو، شور قیامت! به پای خیز

 

زینب بَرَت بضاعت مزجات، جان به کف

آورده با ترانه‌ی «یا ایُّها العزیز!»

 

هرکس به مقصدی، ره صحرا گرفته پیش

من روی در تو و دگران روی در حجیز

 

بگْشا ز خواب دیده و بنْگر که از عراق

چونم به شام می‌بَرَد این قومِ بی‌تمیز؟

 

محمل، شکسته؛ ناله، حُدی؛ ساربان، سنان

ره بی‌کران و بند گران، ناقه بی‌جهیز

 

خرگاه، دودِ آه و نقابم، غبار راه

چتر آستین و معجرِ سر، دستِ خاک بیز

 

یک کارزار دشمن و من یک تنِ غریب

تو خفته خوش به بستر و این دشت، فتنه‌خیز

 

گفتم دو صد حدیث و ندادی مرا جواب

معذوری، ای ز تیر جفا خسته! خوش بخواب!

 

اولین نظر را ارسال کنید
 
فراموشی رمز عبور

ایمیل خود را وارد کنید

×
ارتباط با ما

پیام های خود را از این طریق برای ما ارسال نمایید.

×