کرب و بلا؛ عمرو بن حجاج از جمله کسانی بود که با نوشتن نامه، از امام حسین (ع) خواست تا به کوفه عزیمت کند اما در پی ارعاب و تطمیع عبیدالله بن زیاد، منکر این دعوت شد و با خارجی خواندن امام حسین (ع)، در سپاه کوفه بر روی آن حضرت شمشیر کشید.

 

وی از جمله بزرگان قبیله مذحج بود؛ همان قبیله‌ای که زعیم آنها هانی بن عروه بود و در پی دستگیری هانی توسط عبیدالله، نگران سلامتی او شد و به همراه افراد هم قبیله‌ایش در مقابل دارالاماره تجمع کردند اما او که برادر همسر هانی نیز بود با اطمینان از سلامت هانی خود بازگشت و باقی افراد قبیله را نیز به خویشتنداری دعوت کرد.(1)

 

عمرو همچنین فرماندهی جناح راست سپاه عمر بن سعد را در روز عاشورا به عهده داشت که از جمله اقدامات افراد تحت امر وی، شهادت مسلم بن عوسجه بود و همچنین او بود که پیشنهاد سنگباران کردن یاران امام حسین (ع) را مطرح کرد که با موافقت عمر بن سعد نیز روبرو شد.(2)

 

روز هفتم محرم و برای تحت فشار قرار دادن کاروان امام حسین (ع) به دستور عمر بن سعد، عمرو بن حجاج با 500 نفر  از مردان جنگی در کنار رود فرات حائل شدند تا فردی از کاروان امام حسین (ع) دسترسی به آب نداشته باشد که البته به دفعات اشخاصی همچون نافع بن هلال، عباس بن علی (ع) با یورش به این دیوار حائل توانستند هر چند به مقدار محدود، آب را به خیام اباعبدالله (ع) منتقل کنند. (3)

 

جمله معروف او در زمانی که مأمور به بستن آب بر روی کاروان امام حسین (ع) شد در بسیاری از مقاتل آمده و معروف است که گفت: «ای حسین! این آب فرات است که از آن سگ‌ها، الاغ‌ها و خوک‌ها می‌نوشند. سوگند به خدا! تو از آن جرعه‌ای هم نمی‌نوشی تا این که در آتش دوزخ از حمیم آن بنوشی.»(4)

 

با این وجود زمانی که ابی‌عبدالله (ع) عباس (ع) را برای اینکه یک شب دیگر به آنها مهلت داده شود تا به راز و نیاز بپردازند، او از جمله کسانی بود که عمر سعد را به این کار تشویق کرد و گفت: اگر مردی از دیلم چنین درخواستی از ما داشت باید قبول می‌کردیم.(5)

 

در مورد سرنوشت عمرو بن حجاج اختلاف نظر زیاد است اما در پی قیام مختار خانه و اموال او مصادره شد و اینکه به گفته بلاذری او فرار کرد و در واقصه از تشنگی درگذشت. گفته شده است که وقتی سپاهیان مختار به او رسیدند هنوز رمقی در بدن داشت و آنان سر از تنش جدا کردند. (6)

 

پی نوشت:

1 ـ اخبارالطوال؛ دینوری ص256؛ البدایه و النهایه؛ ابن اثیر ج8، ص154

2ـ  تاریخ طبری، ج5، ص364.

3 ـ اخبارالطوال؛ دینوری ص255

4 ـ انساب‌الاشراف؛ بلاذری ج3، ص182

5 ـ البدایه و النهایه،؛ ابن اثیر، ج8، ص176، الفتوح؛ ابن اعثم، ج5، ص 98

6 ـ انساب‌الاشراف؛ بلاذری، ج6، ص409-236