سخن روز
پاسداشت نماد های مذهبی
عزاداری
سخن روز
اصحاب امام حسین علیه السلام
اصحاب امام حسین علیه السلام
عزاداری
سخن روز
پاسداشت نماد های مذهبی
اصحاب امام حسین علیه السلام
چرا گریه میکنی؟
۱۳۹۰/۱۲/۳
میگوید: چرا گریه میکنی؟
از من میپرسد و من در هیاهوی هق هق خود گرفتار.
میگوید: مگر کار و زندگی نداری؟ اینجا کز کردهای برای چه؟
و من بیزبانتر از آنم تا از آشوب درونم قصهای برایش بگویم.
میگوید: اینحرفها از آن صفویه است.
و بدون اینکه تلاشی کنم، نگاه آغشته با پوزخندم را نثار نادانیاش میکنم.
میگوید: فرض که ماجرا حقیقی باشد. سالها گذشته است.
من چگونه میتوانم حالیاش کنم که مگر دوست داشتن زمان و مکان میشناسد؟
میگوید: دیگر اینقدر بر سر و رویت نزن.
چطور میتوانم از از سر و رویی که در گردن نیزه برافراشته شدهاست چشم بپوشانم.
میگوید: آب را بر خود نبند.
چیزی حتی با خود نمیگویم.
میگوید: آنها کشته شدند و کیفش کردند چون به بهشت رفتند!
چه میگوید؟ چه سخن باطلی؟ مگر من عزای روح آنان را گرفتهام؟ من غصهدار زخم جسمهایشانم. مگر درد نکشیدند؟ مگر زخمها زیر و زبرشان نکرد؟ مگر خون، افق دیدشان را رنگین نکرد؟
میگوید: به جای گریه کردن راهشان رابیاموز
میگویم: راهشان چیست؟
خرسند از اینکه زبان باز کردهام میگوید: همان راه انبیاء
میگویم آنراه چه بود؟
با حالی که انگار کوه فهم را فتح کرده میگوید: مبارزه با ظلم!
میگویم: چه ظلمی بالاتر از اینکه مظلوم را رها کنی و یادش را از یاد ببری؟ حال آن که مظلوم از جانب خدا آمده بود تا ما تنها نمانیم.
میگوید اما...
میگویم: تو از راه انبیاء هم هیچ نمیدانی. مرا با گریههایم تنها گذار
منبع: Ishia.blogfa.com