سخن روز
پاسداشت نماد های مذهبی
عزاداری
سخن روز
اصحاب امام حسین علیه السلام
اصحاب امام حسین علیه السلام
عزاداری
سخن روز
پاسداشت نماد های مذهبی
اصحاب امام حسین علیه السلام
کدام یک درست است: بدعت یا عین سنّت؟
۱۳۹۰/۱۲/۳
هر کس در زندگی لحظاتی را به اندیشیدن میگذراند. بسیار هستند کسانی که بخش زیادی از فکر خود را صرف میکنند تا پاسخی برای این پرسش بیابند که: "آیا به طور صحیح به وظایف خود عمل کردهاند؟" البته اینکه اشخاص چه میزان به وظایفشان فکر میکنند متفاوت است، اما پاسخ این پرسش برای آنهایی که متعهدند، حیاتی است.
هر دینی وظایفی دارد. نمیتوان متصور شد که کسی خود را معتقد به مرام و مسلکی بداند اما به فرامین آن عمل نکند. مجموعه این اوامر و نواهی یا همان وظایف اموریاند که هر آیینی برای خود، التزام فکری و عملی به آنها را مایه سعادتمندی بر میشمرد چه دستهای که دنیا را اساس کامروایی میدانند و چه آنها که به زندگی جاودانه و عالم آخرت و عقبی معتقدند.
در نتیجه فرد دیندار باید آن عملی را انجام دهد که وظیفهاش است؛ نه بیشتر و نه کمتر.
مجموعه احکام دین اسلام یعنی ارزش و بار حقیقی که دین بر اعمال مختلف گذاشته است با توجه به اصل برائه یا اصالة الحل(1) به طور کلی در پنج دسته تقسیم میشوند:
1-حرام 2- مکروه 3- واجب 4- مستحب 5- مباح
تعاریف هرکدام از موارد فوق مشخص است و شرح آنها در کتب فقهی آمده. نکتهای که باید به آن توجه داشت حیطههای قابل تغییر هر کدام از موارد فوق است که در نتیجه رخدادن اعمال در شرایط مختلف بروز می نماید. برای روشن شدن به مثالهای زیر توجه کنید:
برای مثال تنفس و یا خواب آدمی به خودی خود، ثواب ویژهای ندارد؛ امّا نفسکشیدن شخص اندوهگین برای ستمی که بر اهل بیت علیهمالسّلام رفته است، حکم تسبیح و عبادت الهی را پیدا میکند(2) و یا نفسکشیدن و خواب مؤمنین در ماه مبارک رمضان(3) مثال دیگر آنکه قدمزدن معمولی، امریست مباح؛ لذا نه عقوبتی را در پی دارد و نه ثوابی ولی اگر همین عمل در یکی از اموری که خداوند آنها را مایۀ تقرب خویش قرار داده (نظیر زیارت امام حسین علیهالسّلام(4) طلب علم(5) و یا برآوردن حاجت مؤمن(6) و ...) انجام پذیرد، نزد خداوند ارزشمند میگردد و در مقابل گامبرداشتن بر طریق سرپیچی از فرمان خداوند نیز مستوجب عقوبت است، نظیر گام برداشتن فرد مبغض نسبت به حضرت فاطمه زهرا و امیرالمؤمنین و فرزندانشان علیهم السلام بر روی زمین.(7)
با توجه به موارد فوق میتوان گفت: در حیطه اموری که شرع در آن دستور دارد و آن را آزاد نگذاشته(اعمال غیر مباح)، خلاف حکم الهی عملی را انجام دادن و آن را منتسب به حکم خدا دانستن، بدعت است خواه از دین دانستن چیزی باشد که در دین نیست؛ و خواه خارج دین خواندن موضوعی دینی باشد؛ لذا بدعت را اینگونه تعریف نمودهاند:
ادخال ما ليس من الدّين في الدّين: داخل نمودن چیزی که جزء دین نیست در دین ... و اخراج ما فی الدین من الدین: و خارج نمودن آنچه در دین است، از آن.
دراین صورت است که با توجه به معنای اول بدعت، اگر کسی از روی علم _چه به قصد خیر چه به قصد شر_ عملی را انجام داد که دستور خدا نبوده و آن را جزء دین دانست؛ نه تنها مدعایش مقبول نیست؛ گناهکار نیز شناخته میشود. چون چیزی را به خدا نسبت داده که خدا آن را نفرموده است. راه شناخت صحیح دستورات خدا، پیامبر اکرم و ائمه اطهار علیهم السلام هستند. دستور ایشان دستور خداست و هر کس کوچکترین عمل یا حکمی بدان کم یا اضافه کند "بدعت" کرده؛ یعنی آنچه را که در دین نبوده بدان نسبت داده است.
در طول تاریخ اسلام بدعتگذاریهای بسیاری انجام شده که نمونهی آنها نماز خواندن به غیر شیوهای که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم دستور فرموده بودند به دستور عمر و یا دشنام دادن به امیرالمؤمنین علیه السلام بر منابر(8) در زمان معاویه است.
به هر صورت، بدعت مسئلهای یک طرفه نیست. کسانی که قسمتی از دین را از آن میکاهند نیز بدعتگذارند. این همان قسمت دوم تعریف اشاره شده بدعت است که " اگر کسی چیزی را که در دین نیست به آن وارد کرده وآنچه را که در آن است از آن کم کند، مرتکب بدعت شده."
آخر کلام آنکه همانطور که تاکنون در سری مقالات پیرامون پاسداشت نمادهای مذهبی که برای اولین بار در سایت تخصصی امام حسین علیه السلام انتشار می یابد، اشاره شد؛ اصل پاسداشت و عزاداری امام حسین علیه السلام امریست که مدام از جانب رسول خدا و ائمه علیهم السلام بر آن تأکید میشده و قدمت آن نیز طبق روایات رسیده به قدمت بعثت رسل و حتی در دیدی فراتر به قدمت خلقت است.(9)
حال آیا آنانکه با اقامه عزاداری به شکلهای مختلف که به خودی خود منع شرعی(10) ندارند، به بزرگداشت مقام اولیای دین علیهم السلام و تبلیغ نام و معارف آن بزرگواران که بالاترین امر به معروف است میپردازند، بدعت گذارند یا آنان که عمل کنندگان به اساس دین را بدعت گذار میخوانند و به این وسیله یکی از احکام موجود در دین را از دین خارج میسازند؟!
نویسنده: مهدی شاهسوند – تحریریه
......................................................................................................
1- اصطلاحی است فقهی که بحث پیرامون آن فضای جداگانهای می طلبد.
2- الكافي، ج2، ص: 226: عَنْ عِيسَى بْنِ أَبِي مَنْصُورٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ نَفَسُ الْمَهْمُومِ لَنَا الْمُغْتَمِّ لِظُلْمِنَا تَسْبِيحٌ وَ هَمُّهُ لِأَمْرِنَا عِبَادَةٌ وَ كِتْمَانُهُ لِسِرِّنَا جِهَادٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ
ترجمه: امام صادق عليه السلام ميفرمود: نفس كشيدن كسى كه براى ما اندوهگين است و براى ستمى كه بما شده غمگين است، تسبيح ميباشد، و اندوه او براى امر ما عبادتست و پنهان داشتنش راز ما را، جهاد در راه خداست.
3- پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم در خطبه شعبانیه میفرمایند: « ... نفسهاى شما در اين ماه تسبيح است و خوابتان در آن عبادت ... .» (أمالي شیخ صدوق: ص93)
4- امام صادق علیهالسّلام فرمودند: «... هنگامی يك نفر از شما كنار فرات غسل نموده و سپس به زيارت قبر حضرت امام حسين عليه السّلام رود در حالى كه به حق آن حضرت عارف باشد، پس خداوند متعال به هر قدمى كه وى از زمين بلند مىكند و بر زمين مىنهد، اجر صد حج و صد عمره قبول شده را مىدهد و اجر صد جهاد كه وى با نبىّ مرسل مقابل دشمنان خدا و رسول او نموده را برايش منظور مىفرمايد ...» (کامل الزیارات: ص172)
5- پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم فرمودند: «... هر كه از خانهاش بيرون آيد كه بابى از علم طلب كند، خداى تعالى براى او به هر قدمى، پاداشی چون پاداش پيغمبرى از پيغمبران بنويسد و او را به هر حرفى كه ميشنود يا مينويسد، شهرى در بهشت عطا نماید ...» (جامع الأخبار: ص38)
6- از امام باقر علیهالسّلام روایت شده است: «كسى كه براى برآوردن حاجت برادر مؤمنش گامی بردارد، خداوند به وسیله هفتاد و پنج هزار فرشته او را سايه میافکند و برايش حسنهاى نوشته مىشود و گناهى از نامه عملش برداشته شود و به آن قدم، رتبهای بالاتر در بهشت به او عطا می¬شود ...» (اصول کافی: ج2 ص197)
7- بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج43، ص: 113: ...وَ قِيلَ لِلنَّبِيِّ صلی الله علیه و آله و سلم: قَدْ عَلِمْنَا مَهْرَ فَاطِمَةَ فِي الْأَرْضِ فَمَا مَهْرُهَا فِي السَّمَاءِ قَالَ سَلْ عَمَّا يَعْنِيكَ وَ دَعْ مَا لَا يَعْنِيكَ قِيلَ هَذَا مِمَّا يَعْنِينَا يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ كَانَ مَهْرُهَا فِي السَّمَاءِ خُمُسَ الْأَرْضِ فَمَنْ مَشَى عَلَيْهَا مُغْضَباً «در مصدر: مبغضاً» لَهَا وَ لِوُلْدِهَا مَشَى عَلَيْهَا حَرَاماً إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَة
ترجمه: برسول خدا گفته شد: ما اندازه مهريه فاطمه را در زمين ميدانيم، اكنون ميخواهيم بدانيم مهريه وى در آسمان چقدر است؟
فرمودند: موضوعى را پرسش كنيد كه به شما مربوط باشد، مطلبى را كه به شما ارتباط ندارد، رها نمائيد؛ گفته شد: يا رسول اللَّه! اين از آن مطالبى است كه براى ما مفيد است! فرمودند: مهريه فاطمه در آسمان يك پنجم زمين تعيين شده، پس كسى كه با بغض فاطمه و فرزندانش روى آن راه برود تا قيام قيامت حرام است.
و نظیر آن:عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّ النَّبِيَّ صلی الله علیه و آله و سلّم قَالَ لِعَلِيٍّ علیه السلام يَا عَلِيُّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ زَوَّجَكَ فَاطِمَةَ وَ جَعَلَ صَدَاقَهَا الْأَرْضَ فَمَنْ مَشَى عَلَيْهَا مُبْغِضاً لَكَ مَشَى عَلَيْهَا حَرَاما (بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج43، ص: 145)
8- بنگرید به شرح بدعت در من لا يحضره الفقيه-ترجمه غفارى، ج5، ص: 298
9- بنگرید به جلد اول تذکرة الشهداء و همچنین بحار ج 44
10- عدم وجود هرگونه اشکال شرعی در شکل هر عزاداری جداگانه بررسی خواهد شد.