سايت تخصصي امام حسين عليه السّلام - اشعار
آخـــــرین

سید محمد جوادی

حسین رستمی

جواد حیدری

علی اکبر لطیفیان

ناشناس

برتریــــن

عباس براتي‌پور

سید محمد جوادی

حاج غلامرضا سازگار (ميثم)

حبيب چايچيان

حبيب چايچيان

پربازدید ترین

عباس براتي‌پور

حبيب چايچيان

حبيب چايچيان

بازدید
101

نهال سه ساله

۱۳۹۰/۱۲/۳

 

من نهال سه سالهای بودم، زیر بار غمت خمیده شدم

مثل گل بودم و ولی افسوس، به روی دست عمه چیده شدم

 

صورتم مثل ماه شب زیبا، گیسوانم حکایت یلدا

در زمستان بی کسی اما، ناله کردم پر از سپیده شدم

 

به گناهی که دخترت هستم کاملا شکل مادرت هستم

در هجوم سپاه نامردی، ضربهها خوردم و شهیده شدم

 

کوفه رفتم به چشمهای پر آب، شام رفتم به بزم تلخ شراب

روی دستم نشسته رد طناب، به خدا هر طرف کشیده شدم

 

دست دشمن که می رود بالا، می گذارم دو دست خود بر سر

جان بابا عجیب می ترسم، مثل یک آهوی رمیده شدم

 

من که چشم و چراغ تو بودم، شاخه ی یاس باغ تو بودم

بس که آبم نداده گلچینم مدتی میشود تکیده شدم

 

از خرابه عجیب خسته منم، مرغک بال و پر شکسته منم

تو مرا میبری خبر دارم، دیگر از غصه ها رهیده شدم

 

  سید محمد جوادی

 

بازدید
103

گنجشک پر

۱۳۹۰/۱۲/۳

مخواه دخترکت از تو بی خبر باشد

بدون من به سفر می روی پدر؟ باشد!

 

میان راه دلت تنگ شد خبر دارم

که آمدی تو به دنبال هم سفر، باشد

 

‏قبول بازی گنجشک پر که یادت هست

به شرط آنکه به جایش رقیه پر باشد

 

تنور خانه گمانم هنوز روشن بود

و گرنه موی تو باید بلندتر باشد

 

عمو که رفت پدر لااقل نمی رفتی

برای عمه  ی تنهام یک نفر باشد

 

مرا زدند ولی عمه بازویش زخم است

برای من دلت آمد که او سپر باشد؟

 

کلاغ ها همه رفتند خانه پس حالا

رسیده نوبتش این قصه هم به سر باشد

 

حسین رستمی

 

بازدید
94

خراش

۱۳۹۰/۱۲/۳

وقتی خدا به خلقت تو افتخار کرد

ما را برای نوکریت اختیار کرد

کشتی هیچ‌کس به دل ما محل نداد

اما حسین آمد و ما را سوار کرد

تا داغ تو جگر بخراشد به سینه‌ها

برق نگاه تو دل ما را شکار کرد

گر روضه‌ات نبود که ما دین نداشتیم

دین را برای ما غم تو استوار کرد

جانم فدای آنکه تمامی عمر خویش

بر درگه تو خدمت بی‌انتظار کرد

هرگز ز یاد حضرت زهرا نمی‌رود

یک لحظه کسی که برای تو کار کرد

دنیا و آخرت همه مدیون زینبیم

ما را صدای ناله او بی‌قرار کرد

گیرم که گریه‌ها شده مرهم به زخم تو

باید به داغ ساقی لشکر چه کار کرد؟

 

بازدید
127

بی بال و پر...

۱۳۹۰/۱۲/۳

میل پریدن هست اما بال و پر نه

 هرآنچه می خواهی بگو اما بپر نه

 

 حالا که بعد از چند روزی پیش مایی

 دیگر به جان عمه ام حرف سفر نه

 

 یا نه اگر میل سفر داری دوباره

 باشد برو اما بدون هم سفر نه

 

 با این کبودی های زیر چشم هایم

 خیلی شبیه مادرت هستم مگر نه؟

 

 از گیسوان خاکیم تا که ببافی

 یک چیز هایی مانده اما آنقدر نه!

 

 دیشب که گیسویم به دست باد افتاد

 گفتم بکش باشد ولی از پشت سر نه

 

 

 علی اکبر لطیفیان

 

بازدید
111

آخرین ستاره

۱۳۹۰/۱۲/۳

تا آخرین ستاره ی شب را شمرده است

اما سه شب گذشته و خوابش نبرده است

 

دست پدر نبود اگر بالشی نداشت

سر را به سنگهای خرابه سپرده است

 

اصلا برای پلک زدن هم توان نداشت

حتی نداشت باور اینکه نمرده است

 

جا باز کرده حلقه ی زنجیرهای سرخ

از بس که زخم های تنش را فشرده است

 

با یاد زجر نبض دلش تند می زند

یعنی تمامی بدنش زخم خورده است

 

با آستین پاره سرش را گرفت و گفت

عمه بگو که روسری ام را که برده است؟

 

تا آخرین ستاره ی شب را شمرده باز

حالا سه شب گذشته و چیزی نخورده است

 

best website stats