غلام حسین سازگار
رشد
رضا بیات
محمود آرامی-خادمین افتخاری
مریم حاجی علی
غلام حسین سازگار
سجاد خاکی صدیق
رشد
رضا بیات
رضا بیات
محمود آرامی-خادمین افتخاری
رضا بیات
رشد
سجاد خاکی صدیق
غلام حسین سازگار
تقدیم به حضرت حر(علیه السلام)
۱۳۹۰/۱۲/۳
بسان مادر
۱۳۹۰/۱۲/۳
تجربه و تحقیق ثابت کرده است که در ایجاد و ساختن شخصیت کودک، مادر نقش غیرقابل انکاری را داراست. مادر از هر جهت به کودک نزدیک است. نخستین زمزمهها و سرودها و ابراز احساس ها، از سوی او بر کودک القاء میشود و این مادر است که شخصیت آینده کودک را پایه گذاری میکند. پیشوایان و بزرگان دین نیز از این قاعده مستثنی نیستند. به طور نمونه، شخصیتی مانند عباس (علیه السلام) که بر قله ویژگیهای برجسته اخلاقی هم چون ادب، وفاداری، شهامت، نجابت، دینداری و ... ایستاده است، پرورش یافته دامان پرمهر مادری چون ام البنین (علیها السلام) است. اما به راستی ایشان کیست و نقش او در تربیت فرزندی چونان عباس (علیه السلام) چگونه بود؟ بانو فاطمه ام البنین (علیها السلام)، مادر عباس (علیها السلام)،در تربیت فرزند اهتمامى شایسته داشت و بذر همه صفات کمال و فضایل و خدا دوستى را در زمین بکر وجود فرزند خویش کاشت. او نقش تربیتی خود را از بدو ورود به خانه امیرالمومنین (علیه السلام) آغاز کرد. ام البنین (علیها السلام) بر آن بود تا جاى مادر را در دل نوادگان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) پر کند. فرزندان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در وجود این بانوى پارسا، مادر خود را مى دیدند. ایشان فرزندان دخت گرامى پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را بر فرزندان خود، مقدم مى داشت و عمده محبت و علاقه خود را متوجه آنان مى کرد. تاریخ، کمتر شخصیتی چون این بانوى پاک را به یاد دارد که فرزندان بانویی دیگر را بر فرزندان خود مقدم بدارد. لیکن، ام البنین توجه به فرزندان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را فریضه اى دینى مى شمرد؛ زیرا خداوند متعال در کتاب خود به محبت آنان دستور داده بود(1) و آنان امانت و عزیزان پیامبر بودند. لذا ام البنین با درک عظمت ...
آدم های عجیبی هستیم
۱۳۹۰/۱۲/۳
آدمهای عجیبی هستیم؛ خیلی عجیب. حرفش که می شود، خدا را از همه راستگوتر می دانیم. آیه هم بلدیم:" و من اصدق من الله قیلا؟" حرفش که می شود، پیامبر را معصوم می دانیم. نه دروغ می گوید و نه از سر هوا و هوس سخن می گوید. و موقع عمل ... ! خوش بینانه ترین حالتش این است که فراموش می کنیم خدا چه نازل کرده و پیامبر چه فرموده است. انگار نه انگار که فاطمه لیله القدر است و ذات شب پوشیدگی است. انگار نه انگار که فاطمه "فاطمه" است چون مردم از شناختنش بازداشته شده اند. انگار نه انگار که ... . با حفظ احترام خداوند متعال و پیامبر گرامی – که البته فرمایشهای خوبی هم در این زمینه دارند – داد سخن می دهیم و کتاب می نویسیم و مقاله منتشر می کنیم که "فاطمه را شناخته ایم. شما هم بفرمایید بشناسید! قضیه اینقدرها هم که می گویند جدی نیست.فاطمه را بالاخره می توان شناخت. حالا یک کم مطالعه و تمرکز و تحقیق و بررسی می خواهد. وگر نه زیاد نماز خواندن و مادر خوبی بودن و خانه داری خوب و این جور چیزها که دیگر این حرفها را ندارد! پیامبر هم، بنده ی خدا، از دخترش تعریف کرده است دیگر! مگر خود ما نمی گوییم:"دخترم گل است، مثل فرشته ها می ماند"؟ حالا پیامبر هم گفته:" فاطمه حوراء انسیه است"، گفته:"بوی بهشت می دهد"، گفته:" فاطمه گل است"... ." آدمهای عجیبی هستیم. امامانمان فقط موقع شفاعت فراتر از انسانهای عادی هستند. موقع شناخت و اطاعت که می شود، " بشری هستند چون ما که غذا می خورند و در بازارها راه می روند"! خدا هم فقط وقتی بشارت بهشت می دهد، راستگو ترین راستگویان است! پیامبر هم از سر هوا و هوس سخن نمی گوید؛ ولی هوا و هوس چه ربطی دارد به رابطه ی پدر و دختر؟! نویسنده: رضا بیات
حج حسین علیه السلام
۱۳۹۰/۱۲/۳
بسم الله الرحمن الرحیم …اما حسین- درود خدا بر او- در شرایطی است که حج عادی نمی تواند گزارد. او با خانه راز نمی تواند گفت. او با منزل مصاحبت نمی تواند کرد. چاره ای نیست جز آنکه از خانه به صاحبخانه در آید. او از کعبه راه را کج می کند اما نه به این دلیل که حج نکند یا نیمه کاره کند. او در جایی ایستاده است که حجی چون دیگر حاجیان او را راضی نمی کند. او باید حجی کند که چشم بنیانگذار خانه خیره بماند و انگشت حیرت حج گزاران تاریخ در دهان. او به دنبال کاملترین حج می گردد، زائر خانه بودن قانع کننده نیست. استلام حجر الاسود⁽¹⁾ هر چند دست دادن با خداست اما نه برای آنکه دستهای خدا ملتهب در آغوش گرفتن اوست. او مشتاقانه به دیدار صاحبخانه می شتابد بی آنکه هیچ یک از رموز خانه را فرو گذارد. زیارت خانه را به لباس احرام⁽²⁾ در باید آمد. حسین-سلام م...
اینجا کجاست؟ روایتی کوتاه از کاخ خضرای یزید /شام
۱۳۹۰/۱۲/۳
آی مردم !اینجا کجاست که گوئیا درو دیوار پر از نجوا شده اند!؟! این فضا،این کوچه وبازار ها،همان کوچه هاست؟این آسمان همان آسمان است؟ آری!این زمین فقط پوست انداخته است زیرپای این همه بی شرمی.... اینجا "مسجداموی" یا به عبارتی "کاخ خضرای یزید"است. و این دروازه محل ورود کاروان آل یاسین است....کاروانی که در پناه خون خدا_حسین بن علی"علیه السلام"_با جلوداری زینب"سلام الله علیها"_عقیله ی بنی هاشم_و سجاد بن حسین"علیه السلام"_تنها بازمانده ی امامت _وارد مسجد شند... زینب "سلام الله علیها"جان چه حالی داری؟ اسوه ی صبوری! فرزند بیست و پنج سال خانه نشینی پدری چون علی "علیه السلام"! دخترک شش ساله یتیم مادری چو زهرا"سلام الله علیها"شده! بانوی زانوان خاتم النبیا،محمد مصطفی"صلی الله علیه و آله"،چه حالی داری؟ خواهر کسی که غمگین از دنیارفت! خواهر کسی که از محاسنش قطره های خون می چکید! خواهر امامی که حرمتش شکسته شد! حریمش دریده شد... خواهرحسی...